دفتر اشعار

سروده های اینجانب علی واعظ بزرگی

دفتر اشعار

سروده های اینجانب علی واعظ بزرگی

جامه دران

دل من را به کجا برده ای ای جان جهان

دیده پر خون شده ام شب همه شب ناله کنان

دل که ز دستم برود عقل پریشان گردد

من پی تو می گردم کوی به کو جامه دران




علی واعظ بزرگی

050623

10:55

تهران

دجال

خون می چکد ز پنجه دجال بی خرد

سر می دهد جوان دلیر وطن در نبرد

مردم کنون میان دو دشمن شده اسیر

یا رب روا مدار چنین سرنوشت و درد



علی واعظ بزرگی

050506

21:05

منزل

سرشک غم

سرشک غم ز مژگانم چکد بر گونه سرخم

به یاد آن شب ابری در آن بیراهه پر خم

همان شب های تاریکی که چشمم را نگاهش دوخت

و دل در سینه ام چون تکه ای هیزم به شدت سوخت

 

ادامه مطلب ...

درمان نمی شود این زخم تا ابد

درمان نمی شود این زخم تا ابد

از یاد نمی رود آن روز، بی خرد

خون می چکد از تیغ تو ای بی شرف

ضحاک نزد تو سپید رو می شود



041106

10:50

تهران

علی واعظ بزرگی

وطن در سوگ

وطن در سوگ گلهایش نشسته

وطن کشتی در طوفان شکسته

الهی مردمم را حفظ فرما

بمان با مردم تنها و خسته



علی واعظ بزرگی

041101

14:00

تهران