دفتر اشعار

سروده های اینجانب علی واعظ بزرگی

دفتر اشعار

سروده های اینجانب علی واعظ بزرگی

غم

سرشک غم ز مژگانم چکد بر گونه سرخم

به یاد آن شب ابری در آن بیراهه پر خم

خنجر

چشم تو خنجر زده بر قلب بیمارم 

جگرم سوخت ز آه فرقت دلدارم 

ناز تو با من عاشق مسکین نبود

شرط وفا، مهربان یار وفادارم


علی واعظ بزرگی 

هشتم اسفند یکهزار و چهارصد و سه

بهار

بر تن شاخه های خشکیده

شکوفه ها ی سپید می خندند

با وزش هر نسیم

خنده کنان می رقصند

بلبل خوش الحان

می زند چهچه ها

غنچه ها، شاد و سرمست

می سرایند سرود

دور کنید غم ها را

شادی آید به سرا

که بهارآمده است

موسم گشت وگذار

موسم سبزه و گل

بوی یار آمده است

و بهار آمده است




علی واعظ بزگی 26 اسفند 1400

سایه ملک ادب

سایه ملک ادب، سعدی دوران برفت

عاشق مام وطن، عاشق ایران برفت

او که تنها ز پس هجرت یارانش بود

همره مرگ شد و از پس یاران برفت




علی واعظ بزرگی


تقدیم به روح بلند هوشنگ ابتهاج ملقب به سایه

راه عشق

می روم در کنج عزلت با خودم تنها شوم

می سپارم دل به یادش تا مگر احیا شوم

یاد آن دشت بلا سر تا به پا خون، می شوم

قطره ای هستم مگر با یاد او دریا شوم

  

ادامه مطلب ...