-
غم
چهارشنبه 18 تیر 1404 20:00
سرشک غم ز مژگانم چکد بر گونه سرخم به یاد آن شب ابری در آن بیراهه پر خم
-
خنجر
سهشنبه 17 تیر 1404 20:00
چشم تو خنجر زده بر قلب بیمارم جگرم سوخت ز آه فرقت دلدارم ناز تو با من عاشق مسکین نبود شرط وفا، مهربان یار وفادارم علی واعظ بزرگی هشتم اسفند یکهزار و چهارصد و سه
-
بهار
یکشنبه 15 تیر 1404 14:28
بر تن شاخه های خشکیده شکوفه ها ی سپید می خندند با وزش هر نسیم خنده کنان می رقصند بلبل خوش الحان می زند چهچه ها غنچه ها، شاد و سرمست می سرایند سرود دور کنید غم ها را شادی آید به سرا که بهارآمده است موسم گشت وگذار موسم سبزه و گل بوی یار آمده است و بهار آمده است علی واعظ بزگی 26 اسفند 1400
-
سایه ملک ادب
شنبه 14 تیر 1404 20:00
سایه ملک ادب، سعدی دوران برفت عاشق مام وطن، عاشق ایران برفت او که تنها ز پس هجرت یارانش بود همره مرگ شد و از پس یاران برفت علی واعظ بزرگی تقدیم به روح بلند هوشنگ ابتهاج ملقب به سایه
-
راه عشق
جمعه 13 تیر 1404 20:00
می روم در کنج عزلت با خودم تنها شوم می سپارم دل به یادش تا مگر احیا شوم یاد آن دشت بلا سر تا به پا خون، می شوم قطره ای هستم مگر با یاد او دریا شوم شاه عشاق جهان نور دو چشم مصطفی یاد سوز تشنگی افتاده بر جان ها شوم یاد عباس دلاور، ساقی صحرای عشق یاد آن دست جدا از پیکر آقا شوم یاد اکبر یاد قاسم یاد شاه کربلا یاد آن طفلان...
-
پدر
چهارشنبه 11 تیر 1404 20:00
بوسه بر دستان تو چون سجده بر پروردگار ای که موهایت سپید از گردش این روزگار سایـه ات باشـد مداوم بر سرم بـابـای من تـک تـک ایــام عمــرم دارم از تـو یــادگـار
-
مادر
دوشنبه 9 تیر 1404 20:00
هر چه دارم از تو دارم مادرم ای نازنین سایه لطفت مداوم ای تو خوب و برترین مهر و ایثار تو در طول تمام زندگی نور امید دل تارم شده ای بهترین
-
بهار
یکشنبه 8 تیر 1404 20:00
باز آمده بوی بهار و تازگی از تن در آور رخت خواب و خستگی از باغ و صحرا و دمن اینک گذر باید ببینی شور و حال زندگی علی واعظ بزرگی 97/12/07
-
روز پدر
شنبه 7 تیر 1404 20:00
بوسه بر دست پدر هم طاعت پروردگار خنده بر رویش به تو واجب بود ای هوشیار مهربانی بایدت از عمق جان بر والدت او که عمرش را به پای رشد تو کرده نثار علی واعظ بزرگی 97/12/24
-
دل شیدا
جمعه 6 تیر 1404 20:00
در بند تمنای وصالم یارا تحویل بگیر تو این دل شیدا را ما را به نگاه پر نفوذت یکدم مهمان بنما و صبح کن یلدا را علی واعظ بزرگی 97/7/12
-
وصل یار
چهارشنبه 4 تیر 1404 20:00
از روی مهت ز هوش رفتم یار از طره مویت، شکوه کردم بسیار یارا تو دمی مرا به وصلت برسان سیراب نما مرا ز وصل و دیدار علی واعظ بزرگی 97/7/12
-
مشتاق لقایت
سهشنبه 3 تیر 1404 20:00
دل سوخته در عشق توام محبوبم یکپارچه مشتاق لقایت، ای خوبم دنبال وصالت همه دم در این شهر هر در که ببینم به سر و تن کوبم 11 مرداد 97 علی واعظ بزرگی
-
درمان غم جان ها
دوشنبه 2 تیر 1404 20:00
جانا چه کنم روی به من بنمایی پایان دهی این ظلمت و این تنهایی دل در طلب تو پر کشید از این تن باز آ که تو درمان غم جان هایی 11 مرداد 97 علی واعظ بزرگی
-
وفای به عهد
یکشنبه 1 تیر 1404 20:00
هر لحظه مرا وعده دیدار دهی با شور و شعف تو قول بسیار دهی از عهد و وفا هیچ نمی دانی لیک باید عملی به کار گفتار دهی
-
دل آهنین
شنبه 31 خرداد 1404 20:00
از شراب چشم تو من مست مستم نازنین خالقت را من دمادم می فرستم آفرین کاش می شد نرمتر باشی تو با من ای عزیز گوئیا در سینه داری یک دلی بس آهنین علی واعظ بزرگی 96/12/14
-
دوای دل ریش
جمعه 30 خرداد 1404 20:00
هزار وعده زیبا بداده ای بر دل ولی نشد که یکی را وفا کنی چرا به دل عاشق و زار و نحیف چنین تو ظلم و ستم یا جفا کنی مرا رسان به وصالت دمی، ای جان شود که این دل ریش را دوا کنی؟ بگذار که بعد این همه سیاهی شب به مهر وجودت، منیر این هوا کنی علی واعظ بزرگی دی ماه 95
-
مادر
پنجشنبه 29 خرداد 1404 20:00
گر من ببوسم یک نفس آن دست و پای خسته را جبران نمی گردد دمی آن زحمت پیوسته را در جای جای زندگی عشقت نثارم کرده ای بر من ببخشا مادرم، بین دسته و پای بسته را علی واعظ بزرگی 96/12/17
-
یاسمین
چهارشنبه 28 خرداد 1404 20:00
گلی خوشبو به باغ خانواده خداوندم به رسم لطف داده پدر بر او نهاده یاسمین نام چراغان کرده او هم کوچه و بام سیاهی ها به دور از روی ماهش نباشد مانع و سنگی به راهش خدایا بخت او باشد چنان برف دگر کوتاه باید کرد این حرف علی واعظ بزرگی تهران شادآباد 96/7/6
-
درمان درد
سهشنبه 27 خرداد 1404 20:00
آمدم به درگهت درمان درد من شوی قلب تاریک مرا روشن کنی مرهم شوی گنبد زرین تو از دور آرامم نمود روز محشر می شود آیا مرا همدم شوی؟ السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علی واعظ بزرگی سیزدهم مرداد نود و شش تهران
-
یکتای من
دوشنبه 26 خرداد 1404 20:00
یکی گل از دیار جنت سبز خدا دادش به من در یک زمستان بر او نامی نهادم بس یگانه چو بودش مهربان مانند باران گل من نام یکتا دارد و دل به سویش می رود هر لحظه هر آن به یمن بودن پر مهر و نازش همی خندان شوم در جمع یاران تقدیم به دختر گلم یکتای عزیز
-
دلگیری مولا
یکشنبه 25 خرداد 1404 20:00
ای وای علی و چاه در خلوت شب هایش دیوانه کند ما را آن صورت و آوایش از دست که می نالد؟ از دست که می گرید؟ چون سنگ ندارد تاب زین لرزش لب هایش دانی که چرا نالد مولا به شب تاریک؟ از دست من است انگار آن خلوت تنهایش از دست من و ما شد مولای جهان دلگیر در عمق سیاهی ها آورد به صحرایش ای قوم چرا آخر با یار چنین کردیم؟ با مظهر...
-
منزل
شنبه 24 خرداد 1404 20:00
رفتی دوباره و یادت بسی بسوزد دل ای کاش منزل می نمودی میان دو چشمم
-
غدیرخم
جمعه 23 خرداد 1404 20:00
واپسین حج رسول الله بود چون نبی از مرگ خود آگاه بود سوی یثرب رهسپار این کاروان ناگهان گفتا بمان ای ساربان اندر این منزل بمان تا دیگران آیند اینجا از پس و پیش ای جوان آنکه از ما زودتر رفته را باز آورید ماندگان را حکم تعجیل آورید زین سبب جمعی بزرگ آمد پدید پس بگفتا احمد از عهدی جدید دین حق شد کامل امروز این چنین با...
-
سراب
پنجشنبه 22 خرداد 1404 20:00
الا ای دلبر مست و خرابم الا ای ماه من، شاه و صوابم دمی بر من نگاهی کن خدا را جهان بی تو مرا باشد سرابم علی واعظ بزرگی 94/12/17
-
غوغای درون
چهارشنبه 21 خرداد 1404 20:00
گرمای دلم حاصل خورشید تو باشد لبخند لبانم اثر روی تو باشد بر من نگهی کن که دلم تاب ندارد غوغای درونم اثر شور تو باشد
-
باب کرم
سهشنبه 20 خرداد 1404 20:00
چو دل تنگ است و می سوزد برایت همیشه می پرد سوی سرایت نگاهی با من از باب کرم کن که تا عمری کنم هر دم دعایت علی واعظ بزرگی 94/12/17
-
مونس درد و غم و تنهائیم
دوشنبه 19 خرداد 1404 20:00
ای همه عمر و توانائیم مونس درد و غم و تنهائیم کاش دوباره به کنارم شوی تا مگر از غصه برون آریم
-
برای مردمانت خیر و خوبی خواه
یکشنبه 18 خرداد 1404 20:00
سپیده سر زد و تو همچنان در بند خوابی بیا کاری بکن ای جان من، مست شرابی اگر فرصت رود از کف، دگر بازت نخواهد گشت جهان در حال بهبود است و تو رو به خرابی بپا خیز و برای مردمانت خیر و خوبی خواه به حد قدرت و دارائیت کار ثوابی بیا و پرده از اسرار بردار و حقیقت نمایان ساز و باطل کن تو سحر هر سرابی
-
وصال دوست
شنبه 17 خرداد 1404 20:00
من در فراق یار گریان همی شوم روزم چو شب سیاه، نالان همی شوم طاقت ندارد این دل بی تاب و غمزده تنها به وصل دوست درمان همی شوم
-
سحرگاه امید
جمعه 16 خرداد 1404 20:00
آید آن روز که تنهایی ما سر گردد رسد آن دم که پریچهره من برگردد غم مخور ای دل نالان که سحرگاه امید آید و سیم تو هم در بر او زر گردد